دانلود رایگان مقیاس جرأت ورزی نوجوانان لی و همکاران (ASA)

4,500 تومان

برای خرید فایل ورد پرسشنامه از آیکون زیر اقدام نمایید.

توضیحات

معرفی پرسشنامه های جرات ورزی: {روی لینکهای زیر کلیک کنید}

 

دانلود رایگان پرسشنامه جرات ورزی گمبریل و ریچی

دانلود رایگان پرسشنامه جرات ورزی کاتلر و گیورا

_______________________________________

قسمتی از مقیاس جرأت ورزی نوجوانان لی و همکاران (ASA):

در زیر موقعیت هایی را می خوانید که ممکن است در گذشته برای شما اتفاق افتاده یا نیفتاده باشد. ما میخواهیم بدانیم شما معمولاً در چنین موقعیت هایی چه کار می کنید. دور حرفی را که، بهترین توصیف برای این است که در آن موقعیت چه کار می کنید، خط بکشید.

هدف: سنجش میزان جرأت ورزی در نوجوانان

۱) شما و بهترین دوستتان ۴ بلیط برای بازی فوتبال دارید. ۲ دوست دیگرتان نیامدند. شما ماندید و ۲ بلیط اضافه. دوست صمیمی تان گفت: اگر بلیط های اضافه ات را به من بدهی، من سعی می کنم هر دو را بفروشم. دوست شما هر دو بلیط را فروخت. اما سهم پول شما را نداد.

الف) کار دوستتان را می پذیرید به خاطر اینکه فکر می کنید که او پول خوبی با فروختن بلیط ها به دست آورده است.

ب) با آرامش می گویید: پول مرا بده.

ج) می گویید: تو یک کلاه بردار هستی، اگر الان پول مرا ندهی، رابطه ام را برای همیشه با تو قطع خواهم کرد.

 

۲) مادرتان شما را برای خرید غذا به مغازه فرستاده است. مغازه شلوغ است و شما صبورانه در صف منتظرید که نوبتتان برسد و پول غذا را بدهید. مادرتان به شما گفته است که عجله کنید. ناگهان زنی با کارت خریدش به شما می زند و می گوید برای شما اشکالی ندارد اول من حساب کنم؟ من عجله دارم.

الف) شما از برخورد او خوشحال نیستید، ولی خود را آرام می کنید و می گویید: باشه و اجازه می دهید او اول برود.

ب) شما کارت خرید او را به عقب هل داده و از اینکه جای خود را در صف به او بدهید، امتناع می کنید.

ج) می گویید: بله متوجه هستم، ولی من هم عجله دارم و نمی توانم نوبتم را به شما بدهم. لطفاً در نوبت خودتان اقدام کنید یا به صف دیگری بروید.

) یک دوست مدرسه ای، دروغی در مورد شما در مدرسه پخش کرده است. در نتیجه بیشتر دوستانتان از شما دوری می کنند و پشت سرتان حرف می زنند. امروز تصادفاً در فروشگاه مدرسه با آن دوستتان برخورد می کنید. شما به او سلام می کنید گویی اتفاق نیفتاده است.

الف) با دوستتان صحبت می کنید و وانمود می کنید که نمی دانید او در مورد شما چه دروغی گفته است.

ب) شما می گویید: خوب، خوشحالم که بالاخره تو را پیدا کردم. ما مسائلی داریم که باید با هم تصفیه حساب کنیم، درغگو.

ج) شما می گویید: من به خاطر شایعه ای که تو در مورد من پخش کرده ای ناراحت هستم. من فکر می کردم تو دوست من هستی، و تعجب کردم که چنین کاری با من کردی. دوست دارم اگر دلیلی داری دوست دارم به من بگویی تا بتوانیم این موضوع را تمام کنیم.

 

۴) شما اغلب به خواسته های دوستانتان توجه می کنید. اگر چه یکی از دوستان شما خواسته هایی خیلی بیشتر از خواسته های دیگران دارد. در حقیقت فکر می کنید که تعدادی از این تقاضاهای دوستانتان نامعقول هستند و شما دارید مورد سوء استفاده قرار می گیرید. امروز دوباره دوستتان در خواست هایی برای کمک دارد.

الف) شما به او لطف می کنید و خواسته اش را برآورده می کنید چون صمیمیت برای شما خیلی مهم است.

ب) معذرت خواهی می کنید و به دوستتان می گویید که امروز برای کمک سرتان خیلی شلوغ است.

ج) به او می گویید: «شما قبلاً هم بارها از من درخواست کمک های زیادی کرده ای و خیلی از آنها نامعقول بوده است. این بار به تو می گویم نه. رابطه دوستی رابطه ای دو طرفه است».

 

۵) شما عضوی از تیم بسکتبال مدرسه هستید. مربی اجازه داده که هر کس برای بازی در این مسابقه فرصتی داشته باشد. فقط ۵ دقیقه مانده که مسابقه تمام شود و مربی هنوز شما را در بازی نگذاشته است.

الف) بلند می شوید و به سراغ مربی می روید و ناسزا می گویید و پا به زمین می کوبید.

ب) روی نیمکت می مانید و فکر می کنید که می توانید چیزهای زیادی را به وسیله تماشا کردن بازی دیگران یاد بگیرید.

ج) به مربی نزدیک می شوید و به او یادآوری می کنید که هنوز در بازی شرکت نکرده اید.

) شما امروز نمره امتحان تان را گرفته اید. بعد از صحبت کردن با همکلاسی هایتان احساس می کنید که یکی از جواب هایتان درست بوده ولی نمره نگرفته است. معلم تان را در راهرو می بینید.

الف) شما می گویید: سلام، من فکر می کنم که یکی از پاسخ های من درست بوده ولی نمره نگرفته است، ما می توانیم با هم بررسی کنیم.

ب) شما می گویید: سلام، من فکر میکنم شما با من خیلی غیر منصفانه برخورد کرده اید.

ج) شما فکر می کنید که الان زمان بحث کردن برای نمره نیست بنابراین به سادگی می گویید سلام و به راهتان ادامه دهید.

 

۷) یکی از همکلاسی هایتان برگه ی امتحانی را گم کرده و از شما برگه امتحان تان را درخواست می کند. موقعی که شما با هم در مسیر خانه قدم می زنید شما می دانید که معلم قصد دارد همان آزمون را دوباره از شما بگیرد. شما فکر می کنید که به دوست تان اجازه بدهید که تنها با مطالعه جواب های سوال های آزمون، نمره خوب بگیرد.

الف) از دادن برگه امتحان به دوست تان خودداری می کنید و به او می گویید که دوستی شما و او خیلی قدیمی و عمیق نیست که ارزش انجام این کار را داشته باشد.

ب) شما از دادن برگه امتحان به دوست تان خوداری می کنید و به او می گویید که فکر می کنید خطاست که دوست شما از آن استفاده کند.

ج) با خود فکر می کنید داشتن یک همکلاسی خوب ارزشمند است، بنابراین برگه امتحان را به همکلاسی تان می دهید.

 

۸) معلم دوست داشتنی تان از شما می خواهد که داوطلبانه یک یا دو ساعت از روز برای کمک به او در فعالیت پروژه فوق برنامه ای کمک کنید. شما به خوبی در کلاس آن معلم فعالیت می کنید، اما در بعضی از دروس عقب هستید و می ترسید که ممکن است نتوانید آنها را انجام دهید.

الف) شما می گویید: در مورد آن فکر کنم، و سپس تمام تلاش خود را می کنید که با معلمتان رو به رو نشوید.

ب) هیچ تمایلی به شرکت در این پروژه ندارید، اما می ترسید که اگر کار را نپذیرید، معلم ناراحت می شود، بنابراین با کار در پروژه موافقت می کنید.

ج) شما می گویید نه، و توضیح می دهید که دوست دارید به او کمک کنید، اما برای خواندن بقیه دروس و پروژه های دیگرتان احتیاج به زمان دارید.

 

۹) شما برای خوردن شام در خانه دوستتان هستید. بعد از نشستن پشت میز شما متوجه می شوید که هر چیزی در بشقاب شما می ریزند سبزیجاتی است که شما آن را دوست ندارید. در گذشته این سبزیجات شما را بیمار کرده است. مادر دوست شما می گوید: قانون این خانه این است که شما هر چه در بشقاب دارید، باید بخورید.

الف) شما تمایل ندارید باعث ناراحتی مادر و دوست تان شوید، بنابراین خودتان را به خوردن سبزیجات مجبور می کنید.

ب) به او می گویید که در گذشته این سبزی شما را مریض کرده است و عاقلانه نیست که آنرا بخورید.

ج) هیچ چیزی نمی گویید، اما برای اینکه ناخوشایندیتان را نشان دهید، سریع بلند می شوید، میز را ترک می کنید و به خانه می روید.

 

۱۰) شما در غرفه فروش چیپس و تنقلات در سینما هستید. تا چند دقیقه دیگر قیلم شروع می شود و شما نمی خواهید اول فیلم را از دست بدهید. بالاخره شما به پیشخوان می رسید جاییکه فروشنده سرویس می دهد، مردی که پشت سر شماست سفارشش را با صدای بلند می گوید و فروشنده به سرویس دادن به او اقدام می کند.

الف) شما به سادگی می گویید متأسفم، نوبت من است، و سفارش خودتان را می گویید.

ب) شما به آن مرد می گویید زورگویی می کنی؟ و سپس از فروشنده می پرسید: چرا اول به او سرویس می دهید؟

ج) شما ناراحت هستید، اما تا زمانیکه فروشنده سفارش شما را بپرسد منتظر می مانید و تصمیم می گیرید که هرگز دوباره به این سینما نیایید.

 

۱۱) شما یک بازی از مغازه ای می خرید. وقتی به خانه باز می گردید متوجه می شوید قسمت هایی از بازی وجود ندارد. به مغازه بر می گردید و موضوع را به فروشنده می گویید، او می گوید: این خیلی بد است ولی نمی تواند کاری انجام دهد.

الف) شما چیزی نمی گویید، مغازه را ترک می کنید و تصمیم می گیرید هرگز دوباره به این مغازه برنگردید.

ب) شما عصبانی می شوید و بازی را روی میز جلوی فروشنده پرت کرده و مغازه را ترک می کنید.

ج) شما می گویید که می دانم این خیلی بد است اما من اصرار دارم که بازی تعویض شود یا اینکه پولش را پس بگیرم.

 

۱۲) معلم شما با گفتن بلند این جمله که «جواب های شما به مسائل خیلی شبیه به جواب های یکی از همکلاسی هایتان است، این بار گذشت می کنم اما اجازه نمی دهم بار دیگر تکرار شود» شما را در کلاس انگشت نما می کند. اما شما از کسی رونویسی نکرده اید و معلم از اینکه فکر می کند شما تقلب کرده اید اشتباه می کند.

الف) شما چیزی نمی گویید، کتابی بر می دارید و شروع به خواندن می کنید مثل اینکه معلم هرگز چیزی نگفته است.

ب) شما می گویید من تقلب نکرده ام و از اینکه شما این جمله را گفتید، ناراحت شدم.

ج) شما عصبانی هستید اما هیچ چیزی نمی گویید امیدوار هستید که بعداً نظر معلم را جلب خواهید کرد.

13) شما در حال سفر با اتوبوس به شهر دیگری هستید. اتوبوس شلوغ است و سیگار کشیدن در آن ممنوع است. مردی که کنار شما نشسته است یکی پس از دیگری سیگار می کشد. شما احساس ناخوشایندی می کنید.

الف) شما کاری انجام نمی دهید، با سیگار کشیدن او برخورد نمی کنید و امیدوار هستید که شاگر راننده خواهد آمد و به او هشدار خواهد داد.

ب) شما با عصبانیت به او خیره می شوید و امیدوارید که او متوجه پیغام شما شود.

ج) به آن مرد می گویید: اگر سیگار نکشید از شما ممنون می شوم چون مرا ناراحت می کند، شما می دانید در اتوبوس سیگار کشیدن ممنوع است.

 

14) امروز شنبه است و شما کارهای روزمره تان را تازه تمام کرده اید، می خواهید برای بازی با دوستانتان بیرون بروید، مادرتان به شما می گوید باید از خواهر کوچکترتان در بعد از ظهر مراقبت کنید.

الف) می گویید من دوست دارم با دوستانم بیرون بروم و بازی کنم.

ب) شما نمی خواهید از بچه مراقبت کنید ولی می گویید چشم مادر.

ج) به خواسته مادرتان بی توجهی می کنید و بیرون می روید.

 

15) در طول امتحان دانش آموز پشت سر شما از شما تقاضای دستمال می کند و از آن جایی که تعدادی دستمال دارید یکی را می دهید، معلم این را می بیند و شما را به تقلب متهم می کند.

الف) ناراحت هستید اما می گویید متأسفم و به امتحان ادامه می دهید.

ب) به معلم می گویید که دانش آموز پشت سر شما درخواست دستمال کرد و شما به او یک دستمال دادید.

ج) شما بر این باور هستید که تنها دوستتان می تواند به شما کمک کند، نگاهتان را به سمت دوستتان بر می گردانید و امیدوار هستید که او از طرف شما صحبت خواهد کرد.

16) بهترین دوستتان از شما برای چندین روز به طور مداوم پول قرض گرفته و به شما برنگردانده است. امروز پول ندارید و برای خرید ناهار به هزار تومان احتیاج دارید. از دوستتان درخواست مقداری پول می کنید و او اجتناب می کند.

الف) اگر چه ناراحت هستید چیزی نمی گویید، تصمیم می گیرید که رابطه تان را با او برای همیشه قطع کنید.

ب) شما می گویید: خوب است موقعی که دائماً از من پول می خواهی به شما پول ندهم؟ خوب از حالا به بعد من را برای قرض گرفتن پول فراموش کن.

ج) می گویید من به شما چندین روز پول قرض داده بودم و این مرا ناراحت کرد که شما حتی یک دفعه هم نمی توانید به من لطف کنید.

 

17) شما در صف مغازه ای منتظر هستید. مشتری جلوی شما با فروشنده حداقل 5 دقیقه است که مشغول حرف زدن است. تقریباً زمان شام است و برای رفتن به خانه عجله دارید.

الف) چیزی نمی گویید و مغازه را بدون گرفتن چیزی که برای آن آمده بودید ترک می کنید.

ب) حرف فروشنده و مشتری را قطع می کنید و می گویید: فکر نمی کنید وقتش رسیده که حرف هایتان را تمام کنید و ساکت شوید، نمی بینید که من اینجا بیش تر از 5 دقیقه منتظر مانده ام.

ج) شما می گویید: ببخشید من مدت زمانی منتظر بوده ام و می خواهم که شما الان کار من را انجام دهید.

 

18) امروز چهارشنبه است و شما باید کار بر روی دفتر علوم خود را تا جمعه تمام کنید. یکی از دوستانتان که در این موضوع عقب افتاده از شما می خواهد که دفترتان را به او قرض بدهید تا مطالب عقب افتاده را جبران کند. شما به انجام کار بیشتر بر روی دفترتان نیاز دارید.

الف) شما دفترتان را به خاطر دوستی و رفاقت قرض می دهید با اینکه می دانید باید بیشتر بر روی آن کار می کردید.

ب) می گویید: نه نمی توانم آنرا به شما بدهم من هنوز تا قبل از جمعه روی آن کار دارم.

ج) می گویید به من اجازه بده در مورد آن فکر کنم و سپس برای پرت کردن حواس او تلاش می کنید، امیدوار هستید که او دوباره از شما تقاضا نکند.

 

19) در ایستگاه اتوبوس با تعداد زیادی بسته منتظر ایستاده اید. موقعی که اتوبوس می رسد تقریباً پر است و شما برای گرفتن آخرین صندلی خوش شانس هستید. بعد از اینکه شما نشستید متوجه می شوید که یکی از بسته هایتان را انداخته اید. موقعی که صندلی تان را برای برداشتن بست ترک می کنید شخص دیگر صندلی شما را می گیرد.

الف) شما نمی خواهید به خاطر یک صندلی سر و صدا درست کنید، چیزی نمی گویید و می ایستید.

ب) شما می گویید ببخشید این صندلی من است.

ج) شما با عصبانیت به شخص خیره می شوید، امیدوارید او منظور شما را درک کرده و از صندلی بلند شود.

 

20) شما و همکلاسی تان طراحی های جالبی را با هم کامل کرده اید. هر چند که شما بیشترین کار را انجام داده اید. معلم خیلی راضی است مخصوصاً به خاطر طراحی که شما انجام داده اید. معلم می پرسد کدام یک از شما طراحی ها را انجام داده اید؟ قبل از اینکه بتوانید چیزی بگویید، همکلاسی شما ادعا کرد که او آنها را انجام داده است.

الف) شما می گویید: این درست نیست، من آنها را انجام داده ام.

ب) از اینکه چیزی بگویید چشم پوشی می کنید، چون نمی خواهید همکلاسی تان را جلو معلم شرمنده کنید.

ج) به معلمتان می گویید: «او یک دروغگو است» و به همکلاسی تان می گویید: «من هرگز در تکالیف و دروس دیگر با تو کار نمی کنم».

21) اخیراً معلمتان به شما گفته است که در کلاس خیلی خوب کار کرده اید و اینکه نمره 17 شما در کارنامه اول تان بهتر خواهد شد. گفته است که شما ممکن است نمره 19 بگیرید. امروز شما کارنامه نهایی خود را گرفته اید و با ناباوری متوجه می شوید که نمره شما هنوز 17 است.

الف) از معلم می پرسید که چرا نمره 17 گرفته اید در حالیکه گفته بودید نمره من بالاتر خواهد شد.

ب) شما این حقیقت را می پذیرید که نمره شما 17 شده است، چون احساس می کنید که باید برای تغییر ذهنیت دید معلم نسبت به خودتان تلاش بیشتری می کردید.

ج) به معلمتان چیزی نمی گویید، اما در بین دوستان اینکه معلم به شما دروغ گفته است را پخش می کنید.

 

22) شما با همسایه تان توافق کرده اید که برای کمک به دروس املاء و ریاضی بچه هایش ساعتی 1000 تومان بگیرید. شما واقعاً بچه های همسایه را دوست ندارید چون درس هایشان خیلی ضعیف است و وقت شما را می گیرد. امشب وضعیت درسی آنها از همیشه بدتر بود. موقعی که همسایه به خانه می آید، می گوید که می خواهد به شما ساعتی 700 تومان بدهد.

الف) شما چیزی نمی گویید، ساعتی 700 تومان را می گیرد و تصمیم می گیرید که هرگز دیگر به بچه های او درس ندهید.

ب) می گویید: شما به من قول 1000 تومان در ساعت را داده بودید، و این تنها بخشی از آنچه شما به من قول داده بودید است.

ج) شما 700 تومان در ساعت را می پذیرید چون فکر می کنید بهتر از هیچ است و خیلی ناراحت به خانه می روید.

 

23) با دوستانتان در حیاط در حال بازی والیبال هستید. یکی از آنها تصادفاً پنجره همسایه را می شکند. وقتی همسایه می آید شما را صدا می زند و برای شکستن پنجره شما را سرزنش می کند. همسایه به شما می گوید: می دانم تو این کار را کرده ای، دفعه بعد بیشتر مراقب باش.

الف) به او می گویید که این یک اتفاق بوده و شما آن کار را نکرده اید.

ب) شما چیزی نمی گویید اما دفعه بعد از روی عمد پنجره دیگر منزل او را هم می شکنید.

ج) می گویید: خیلی خوب. و سرزنش را می پذیرید، تا دوست شما در دردسر نیفتد.

 

24) دوست مادرتان به خانه شما می آید و از شما می خواهد که پیغامی را برای او برسانید. و این در زمانی است که می خواهد به کلاس بروید و اگر این پیغام را برسانید دیرتان خواهد شد. موضوع بدتر می شود و مادرتان از درخواست دوستش حمایت می کند.

الف) نمی پذیرید که پیغام را برسانید و به دوست مادرتان می گویید که او باید خودش این کار را انجام دهد.

ب) چیزی نمی گویید و پیغام را می رسانید، اگر چه برای کلاس دیرتان خواهد شد.

ج) به مادرتان و دوستش می گویید که کلاس دارید و اگر این پیغام را برسانید دیرتان خواهد شد.

 

25) شما و دو تا از دوستانتان گرسنه هستید. به نزدیک ترین ساندویچ فروشی می روید. فروشنده سفارش شما را می گیرد: 2 همبرگر معمولی و یکی بدون پیاز. شما از پیاز متنفر هستید. وقتی که همبرگرها را می آورد هر سه با پیاز است.

الف) شما چیزی نمی گویید و پیازها را از روی همبرگر بر می دارید و آن را می خورید.

ب) فروشنده را صدا می زنید و به او می گویید که سفارش همبرگر بدون پیاز داده اید، از او می خواهید که یکی دیگر بدون پیاز بیاورد.

ج) عصبانی می شوید و می گویید شما احمق هستید، به شما گفتم که من اصلاً پیاز نمی خورم.

26) بهترین دوست شما درخواست کرده که ساعتی که پدر و مادرتان سال گذشته برای نمرات خوب شما در مدرسه به شما داده اند، را قرض بگیرد. شما برای این ساعت خیلی ارزش قائلید و نمی خواهید آن را حتی به بهترین دوستتان قرض بدهید.

الف) می گویید نه این ساعت برای من خیلی خاص است و من آن را به هیچ کس قرض نمی دهم.

ب) نمی خواهید که دوستتان را ناراحت کنید بنابراین ساعت را به بهترین دوستتان قرض می دهید.

ج) می گویید به من اجازه بده که درباره آن فکر کنم و سپس تلاش می کنید که او را منصرف کنید و در نهایت ساعت را قرض نمی دهید.

 

27) شما در مسجد هستید. مسجد خیلی شلوغ است اما شما مکان خوبی را برای نماز پیدا کرده اید، سجاده را پهن می کنید و می روید تا وضو بگیرید. وقتی که بر می گردید کسی سجاده شما را جا به جا کرده و دو نفر در جای شما نشسته اند.

الف) چیزی نمی گویید، سجاده را بر می دارید و به دنبال جای دیگری می گردید.

ب) به آن افراد می گویید که شما اول آنجا بودید و از آنها می خواهید که به جای دیگری بروند.

ج) چیزی نمی گویید اما با عصبانیت به آنها خیره می شوید و امید دارید که آنها متوجه نگاه شما بشوند و از آنجا بروند.

 

28) بعد از مدرسه برای خریدن مقداری شکلات به یک مغازه می روید. به محض اینکه از مغازه خارج می شوید، متوجه می شوید بقیه پول خود را درست نگرفته اید. به مغازه بر می گردید و به فروشنده می گویید، اما قبول نمی کند.

الف) به فروشنده می گویید: شما باید حرف مرا باور کنید. من می دانم که شما 50 تومان به من نداده اید، از شما ممنون می شوم که آن را برگردانید.

ب) به فروشنده می گویید که هرگز به این مغازه بر نمی گردید و به دوستانتان هم می گویید که دیگر به این مغازه نیایند.

ج) به مغازه بر نمی گردید تا که این اشتباه را جبران کنید، اما به خودتان می گویید: «اجازه نخواهم داد که دیگر این اشتباه تکرار شود».

 

29) پدر و مادرتان به شما یک کتاب جدید داده اند. شما با غرور آن را به خواهرتان که قصد دارد با زور و اجبار آن را برای یک روز قرض بگیرد نشان می دهید. نمی خواهید کتاب را در این زمان به او قرض دهید چون خودتان هنوز آن کتاب را نخوانده اید. اگر چه خواهرتان پافشاری می کند که کتاب را قرض بگیرد.

الف) به خواهرتان می گویید که تا زمانیکه آنرا نخوانید، نمی خواهید آن را به او قرض بدهید.

ب) چیزی نمی گویید و آنرا به خواهرتان می دهید چون تمایل ندارید که با او بحث کنید.

ج) از خواهرتان برای اینکه می خواهد وسایل شما را قرض بگیرد عصبانی هستید.

 

30) شما با دوستتان بعد از مدرسه به بیمارستان رفته اید چون پای او در کلاس فیزیک پیچ خورده بود. شما برای شام دیر کرده اید و پدرتان از شما توضیح می خواهد. شما به او حقیقت را می گویید. او شما را یک دروغگو می خواند و به شما می گوید بدون شام به اتاقتان بروید.

الف) به اتاقتان می روید، فکر می کنید که این تنها راهی است که آرامش را در خانه شما حفظ می کند.

ب) شما دوباره به پدرتان می گویید که چه اتفاقی افتاده و پیشنهاد می کنید که او به بیمارستان و معلمتان تلفن بزند.

ج) شما به پدرتان می گویید من لایق این نوع تنبیه نیستم و نمی خواهم به اتاقم بروم.

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود رایگان مقیاس جرأت ورزی نوجوانان لی و همکاران (ASA)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *